خرید بک لینک

دوستی واژه یکرنگی هاست
دوستی مرحم دلتنگی هاست

در شبانگاه چو ماه است رفیق
بغض شب در دل آه است رفیق

در خزان بارش رحمت باشد
هم نفس در غم و محنت باشد

دوستی واژه نابیست بدان
دوستی جلوه آبیست بدان

در دل یار چو شد خانه دوست
هر سخن نغمه جانانه اوست

آری ای دوست دلم خانه توست
دل من خانه و کاشانه توست

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 10:28

از حال نزار و شب وحشت زده ام هيچ ندانىوقتى دل من پيش تو باشد تو ز اغيار بخوانىگويم به خداطاقت رسوايى صدباره ندارمگويى به چه ارزد شرر و عشق و جوانى؟بغضم ز گلو تا به رخم نعره كشيدستافسوس تنت پيش من ودل به نگاهى نگرانىبس نعره زدم،بغض فروخوردم وازپاى فتادمديگر به خدا نيست مرا حوصله و تاب و توانىگفتى شب دلواپسى ات راسحرى نيست؟گفتم سحرم باش و نگو در گرو اينى وآنىآنگاه كه بودم به كنارت دل تو با دگران بوادامه مطلب

برچسب: دلواپسی, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

شب رسيد از پرده خاموش و تاريك جهانتا كه لب بگشايد از صد قصه و راز نهانمي زند دستش به رنگ روز،رنگ تيرگىقسمتت هر چه شود جز قصه ى آشفتگىدست من در حسرت دستان گرمت سرد شدهرچه خواندم در فراغت نغمه هاى درد شدشبپره رقصان خرامد گويى آمهتاب اوستگويى آنيلوفر سرمست اين مرداب اوستخود نداند هرچه دارد از غیاب ماه بودصد غزل میخواند اگر در پيش اوچون آه بودمردمان در بيكران زندگى غران شوندگه شوندشاه و گهى از بارغم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

روزگاران در معماى نگاهم مي گذشتتا رسيدم بر جوانى عمر چون آبى گذشتاينك اما چون رسيدم بر طلوع صبح سىكاسه جانم تهي از باده ى خم خانه ايجسم من همچون شفق در باطن تاريك شبروح سرگردانم اما چون اسير در چنگ تبمي نوازد پنجه ى تقدير قلب تار راگويى آ بخشيده جاني مرده ي بردار رامي رهاند جسم و جانم را ز چنگال فريبنيست در آيين شب حس غم و درد غريبشب چو آبس ز صبح و روشنيستاز پس فرداي آن خورشيد تابان ديدنيستصبح دلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

بى تو اين شهر چو خاموشى گورستان استچه كند شير كه در حسرت تنگستان است؟زندگي مملو آرامش اگر هست چه سود؟دل من تنگ خروشانى آن طوفان استدگران در رخ من شور و شعف مي بينندمنم آن شير خروشان كه غمش پنهان استعرض اين دشت چو جولانگه كفتار شدههيبت شير فقط تسخر دشتستان استهمگان خنده زنان شاخه خشكم شكنند چه كند كهنه درخت،تشنه يك باران استدر میان زوزه گرگان و کفتاران پیرغرش شیر فقط هیچ به هیچستان استدر هواى نفست ادامه مطلب

برچسب: تنگستان, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

خبر از خويش ندارم،ز چه رو نالانم؟فقط از حال وخيمم خبري مي دانمآنچنان مات پريشاني زلفت شده امكه در اين آتش مرداد چنان طوفانمدر مصاف نگهم با خم هر ابرويت به خداهرنفسي اشهدخودمى خوانممن كه دستى نكشم از سرديوانگي امعاقبت خسته ازاين ظلم شوى ميدانمچون گره بگشايددست توازهرگره اىنكند باز كنی اين گره قلب مرا حيرانمشب رسد از سرخمخانه هر صبح وشفقهمچنان اين من زارم كه غزل مي خوانم برگی از کتاب"زمزمه های مرد ادامه مطلب

برچسب: مرداد, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

شهري كه آسمون اون پر شده از گرد و غبارپرنده هاش دربدرن تو حسرت فصل بهار پر كرده گوش مردمو صداي بوق ماشيناشپر از غم بي كسيه رو ديوارا و كاشياششهرپر ازحماسه ها شهري كه مال من و توستنبايد اينجوري بشه اين ديگه از غفلت توستصداي گنجشكا ديگه تو گوش شهر نمي پيچهميون اين همه غبار شادي ديگه پوچ و هيچهتو ميدوناش و كوچه هاش تو هر محل و هرگذرصداي دلتنگي مياد بين غريب و ره گذردست من و تو بايد شهر مونو بسازهشهادامه مطلب

برچسب: تهران, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

لالا لالا گل هق هق چقدر سرده شب عاشق لالا لالا گل پونهخوشي افسوس نميمونهبراي غمگساري هات چكاوك نغمه ميخونه لالا لالا گل مريمبراي زخم شب مرحمبروي اين من خستهببين هرجا دري بستهنمي بينم يكي همراهپر از دامه توي هر راه لالا لالا گل شب بوبگو عطر شبستان كوبزار عطر شب دستاتبشه تن پوش واسه غمهات لالا لالا گل لالهقناري هم چه نالانهشكسته حرمت آدمشرافت سخت پاماله لالا لالا گل بي تاببخون شعري واسه مرداببشو ناادامه مطلب

برچسب: لالایی, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

دوستی واژه یکرنگی هاست
دوستی مرحم دلتنگی هاست

در شبانگاه چو ماه است رفیق
بغض شب در دل آه است رفیق

در خزان بارش رحمت باشد
هم نفس در غم و محنت باشد

دوستی واژه نابیست بدان
دوستی جلوه آبیست بدان

در دل یار چو شد خانه دوست
هر سخن نغمه جانانه اوست

آری ای دوست دلم خانه توست
دل من خانه و کاشانه توست

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 0:17  توسط امین قلی خانی |

برچسب: دوستی, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

به غم بیکسی طفل لب رود قسم

به همان شال سفیدی که سرت بود قسم

شب دلتنگی من رو به سحر نیست عزیز

پای زخمی شده را میل سفر نیست عزیز

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعت 19:49  توسط امین قلی خانی |

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

خار منم،بار منم

مرده بر دار منم

یار تویی یار تویی
دلبر و دلدار تویی

مور منم کور منم
مرده در گور منم

گنبد دوار تویی
تشنه دیدار منم

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعت 19:51  توسط امین قلی خانی |

برچسب: دیدار, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 22:36

صفحه بندی